تبلیغات
lovely girl - آخیششششش

آخیششششش

سلام سلام سلام
واااااااای نمیدونین چقد خوشحالم. اصن احساس سبکی میکنم. انگاری یه بار سنگین از رو دوشم برداشتن. اینقده شادم که حد و اندازه نداره. راحت شدم. از چی؟؟؟
از غول امتحان نهایی
نخندین خو راس میگم دیگه. از غول هم بدتر بود. این 27 روز خیلی سخت گذشت.  الآن احساس یه زندانی رو دارم که از قفس آزااد شده. اما متأسفانه این شادی موندگار نیس. باید از اول تیر شروع کنم به خوندن. واسه چی؟؟؟ واسه کنکور به خدا دیگه نمیکشم. از یه طرف غصه ی معدل امسالمو دارم و میترسم واسه اولین بار تجدیدی بیارم خصوصأ حسابانو...
از طرف دیگه ترس از کنکور آرامشو ازم گرفته. نمیدونم چکار کنم. نمیدونم چطوری بخونم. در سردرگمی خاصی به سر میبرم
همش ترس اینو دارم که کنکور قبول نشم.یا قبول بشم یه شهر دیگه باشه و نذارن برم. چقد زندگی سخته. نه؟؟
چقد دلم میخواد برم یه جایی که دست هیچکس بهم نرسه. یه جا که خودم باشم ودنیام و خدای خودم......



[ شنبه 27 خرداد 1391 ] [ 11:54 ] [ ghazal ] [ نظر() ]